اولین ماهگرد بله برونمون مبارک
خاطرات عاشقانه من ونفسیم
بهترین لحظه های من زیر سایه عشق تو
درباره وبلاگ


♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥ وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْر وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِین ♥♥♥♥♥♥ به صندوقچه خاطرات من ونفسیم خوش اومدین همنفسم:مهندس عمران من:دانشجوی پیراپزشکی عمر عشقمون:از زمانی که من 14 ساله و نفسیم 16 ساله بود الانم بعد از گذشت 7سال هر روز عاشقانه تر بهم نگاه میکنیم خاطرات اینجا رو تقدیم میکنم به تنها عشق زندگیم اینستامون:_manonafasiim_



آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 43
بازدید دیروز : 13
بازدید هفته : 85
بازدید ماه : 1463
بازدید کل : 228616
تعداد مطالب : 160
تعداد نظرات : 1363
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
فافا

آخرین مطالب


 
یک شنبه 2 آبان 1395برچسب:, :: 1:34 :: نويسنده : فافا

میدونید چیه وقتی بعد از یک ماه میای صندوقچه میبینی که امار بازدید از صدتا هم بیشتره مثل من شرمنده میشی انقدری که دوست داری سرتو بکوبی یه جا

قربون محبت های تک تکتون بشم من شماها کوه معرفتید بوخودا

عاقا خوب چرا اینستا نصب نمیکنید من همش اونجام تقریبا هر روز پست میزارم اسم پیج هم که دادمmanonafasiim یه دقیقه نصب کنید برنامه رو بیاید اونجا دیگه

بله برونمون خیلی خوب برگزار شد از لباس بگیر تا خنچه ها همه چی عالی بود همونی شد که دوست داشتم کلی عکس از لباس گل کیکو...تا اون ریزترین جزئیاتم تو اینستا پست گذاشتمچقدر تبلیغ اینستا کردم

این روزها درگیر پیدا کردن تالار هستم اگه جایی رو سمت غرب میشناسید که خوب خوشجل موشجله بهم معرفی کنید همچنین ارایشگاه و مزون با تشکر

خیلی حرف تعریفی دارم خیلی هااااااااااا اما وقت ندارم شرمنده مریضام وقت عمل دارن ولی نه جدی این روزا حسابی سرم شلوغه چون کل مسئولیت ها از قبیل تالار لباس فیلمبردار....با خودمه علاوه بر این ها ایده هم دارم باید جوری برنامه ریزی کنم که به اونام برسم

هنوزم وقتی همسری زنگ میزنه بابا خونه باشه جواب نمیدم رد میکنم اون روز میگه لوس دیگه شوهرتم چرا جواب نمیدی میگم نمیتونم هنوز تو حال هوای یواشکی های دوران دوستی هستم بهش میگم نگو شوهرتم میگی معذب میشم تو هنوز همون فرم دوران دوستی رو بگیر به خودت چون معذب بشم برم تو لاک خودم یهو دیدی با چادر جلوت راه رفتم

یکی از سرگرمی های این روزهای ما میدونید چیه اینکه میریم جاهایی که پلیس زیاده تا گیر بدن به ما بگن نسبتتون چیه دوران دوستی کل تن بدن رگ مویرگمون میلرزید یک ساعت میرفتیم پارک 234تا برادر و گشت میدیدما الان میریم انگار نه انگار باید یکی باشه ما رو بگیره والا اصلا شاید منو دزدیده باشه همسری نباید دوتا برادر پشمالو بیاد بگه این خانوم با شما چه نسبتی داره والا

خانماااااااااااااااااااااااااااااااااااا بیاید اینستا اونجا منتظرتونم اینجام میاما اما الان بوخودا خیلی درگیرم به جاش اینستا راحته تا تکون میخوریم عکس میگیرم پست میزارم بچه ها رو اونجا از پست گذاشتن شاکی کردم اینجام شماها رو از پست نذاشتن فکر کنم حدوسط گم کردم کسی حدوسطمو دید بیاد بده

پنج شنبه شب ما نفسی همراه خانواده دعوت کرده بودیم برای پاگشا که علاوه بر پاگشا اتفاقی ماهگردمونم بود همسری به سفارش خودم کیک خرید و مامان همسری سورپرایزم کرد یه تابلوی پوشیده شده با کاغذ کادو داد دستم من فکر کردم تابلوی نقاشی باشه باز کردم دیدم عکس من نفسیم رو بزرگ کرده داده زدن رو بوم خیلی خوشحال شدم کارش خیلی برام ارزش داشت دستش درد نکنه ایشالا همیشه سالم سلامت باشه

خوب دیگه برم که صبح باید برم ازمایشگاه برای دوره کاراموزی

راستی کامنتها تونم به دستم رسیده تایید خواهم کرد