من امده ام وای وای من امده ام:))
خاطرات عاشقانه من ونفسیم
بهترین لحظه های من زیر سایه عشق تو
درباره وبلاگ


♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥ وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْر وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِین ♥♥♥♥♥♥ به صندوقچه خاطرات من ونفسیم خوش اومدین همنفسم:مهندس عمران من:دانشجوی پیراپزشکی عمر عشقمون:از زمانی که من 14 ساله و نفسیم 16 ساله بود الانم بعد از گذشت 7سال هر روز عاشقانه تر بهم نگاه میکنیم خاطرات اینجا رو تقدیم میکنم به تنها عشق زندگیم اینستامون:_manonafasiim_



آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 51
بازدید دیروز : 13
بازدید هفته : 93
بازدید ماه : 1471
بازدید کل : 228624
تعداد مطالب : 160
تعداد نظرات : 1363
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
فافا

آخرین مطالب


 
دو شنبه 22 تير 1394برچسب:, :: 4:50 :: نويسنده : فافا

سلام به سرباز وطن و سلام گرم و صمیمانه خدمت عشقولیای خودم حق دارید دعوام کنید خیلی تنبل شدم میدونم اما اگاه باشید که یه عالمه عکس و تعریفی از تولد همسری و تولد خودم دارم که در پستی جانانه تقدیم خواهم کرد و یه چیز دیگه اینکه بدجور دلم میخواد یه عکسی حدودی یعنی با پنهان کردن صورت براتون بزارم بزارید ببینم اقای نفسی اجازه میده یا نه واقعا ناراحت شدم برای دوستای بلاگفایی که همچین بلایی سرشون اومد چی بگم من الان به بلاگفای بوووق یه چیزی باز همین اول بگم بعد برم سراغ حرفای خودم دریا جون کجایی من هنوزم تو شوکم یعنی رفتی که رفتی یه خبر از خودت به من بده دختر من هنوزم منتظرم از این دخملای بد بنده شاکی هستم چرا میرن یهویی دیگه خبری از خودشون نمیدن(خودم یک وال-یی/مونای ورپریده/یک بانوی کوچک/من وتو تا ابد/خونه عشقولی من/من و شوشو و خانوم گل که میدونم نمینویسه اما دوست دارم یه کامنتی ازت ببینم که بدونم خوبی چیکار میکنی و دوستای بدون وبلاگی خوب خودم کجایید شماها)لیستی که اعلام شد زودتر لطفا از خودشون خبر بدن برام مهم هستید دوست دارم بدونم حالتون خوبه خوشید یادتون نره هاااااا منتظر همتونممن حتی اگه یک سالم ننویسم بدونید که هفته ایی سه چهار بار حتی در اوج کار امتحان....با گوشی به همتون سر میزنم

از خودم نفسیم بگم که خوبیم 6352_gholi_motori_&_sorati.gifریزتر بخوام بگم من موفق شدم بیست پنج واحد این ترم پاس کنم اما نه با معدل نه چندان خوب مثل ترم قبل راستش این ترم فقط دوست داشتم این واحدا پاس بشه که ترم بعد که ایشالا ترم هفت و ترم اخر هست سبک تر بشهدوست دارم نوزده واحد باقی مونده رو با معدل بیست پاس کنم دقت کنید میگم دوست دارم فکر بد نکنید از نفسیم بگم که با دعا نذر نیاز دوماه کسری خدمت خورددلیلشم اینه که بسیجی فعال بود فکر کنید نفسی یک دو سال بس_یج_ی فعال بوده چقدرم بهش میاداز همون اولم میدونستیم که اگه کارت فعال داشته باشه کسری میخوره به این نیت ثبت نام کرد دلیل کامل گفتم که ریا نشهایشالا اگه خدا بخواد تا اخر امسال غول قورباغه سربازی رو میشکنیم قورت میدیم دخملا یه چیزی رو بهتون بگم گوشاتونو بیارید نزدیکبه احتمال زیاد هشت دی که مصادف با تولد پیامبر امام صادق و همچنین تاریخ روز اولین دیدارمون خانواده همسری برای اولین جلسه خواستگاری و اشنایی تشریف میارن شماها اولین کسایی هستید که بهشون این خبر گفتم هنوز به مامانم تاریخ دقیق اعلام نکردم گذاشتم نزدیکش شد بگم اخه شنیدید که میگن گلاب به روتون ببخشید حرف پیش....برامون دعا کنید که کارامون بابا....جور بشه قول میدم عکس جشن عقدمون که حسابی جینگیلاسیون میشیم براتون البته با رمز بزارم چه همسری اجازه بده چه نده میزارم والا از همون اول باید قدرت خانوم خونه مشخص بشه صدام نشنوم  دیگه چی بگم اهان کمکم کنید باورتون میشه اگه بگم تو سایت های مختلف پیج های اینستا بالای دوهزار تا مدل انگشتر دیدم و از این بین دو مورد رو پسندیدم که باز دودلم نسبت بهشون همسری هم دیگه صبرش سر اومده و میگه ضعیفه تا اخر این ماه بد انگشتر نشون رو انتخاب کنی بسه هرچی گشتی به همسری میگم حالا شما مطمئنی که بابای بنده رضایت میده به ازدواج ما که به من میگی انگشتر انتخاب کن میگه اه راست میگیاا اینجوری شاید زنم سلیقه تو رو پسند نکنه انگشتر بخواییم عوض کنیم ضرر میکنیم شیطون میگه...استغفرالله

دیگه چی بگم این روزا که روزه میگیرم تا سحر بیدارم و تا لنگ ظهر یعنی ساعت سه میخوابم که اونم بخاطر همسری بیدار میشم که میرسه خونه سلام خسته نباشید بگم وگرنه با خودم بود تا پنج شش میخوابیدم(فافا خرسیان)ماه رمضون هم سه شب افطاری دادیم شب اول عمو عمه... حدود سی نفر شب دوم چهارده نفر و شب سوم هشت نفر منم هی ژل رولی رنگی پنگی میذاشتم هنرنمایی میکردمشبا هم که به امید عشق پایتخت میشینم پای تی وی واقعا دوستشون دارم مخصوصا اینکه منو یاد شهر ابا اجداد همسری میندازه خلاصه این مدت که نبودم اتفاق خواستی نیفتاد من درگیر امتحانا بودم همسری هم که میره پادگان میاد در پایان شما رو به یک سوال دعوت میکنمهمسری میگه من میخوام سه تومن هزینه کنم تو یا یه انگشتر دو سه تومنی بردار یا اگه یه انگشتر خوشت اومد که کمتر بود باقی سه تومن رو هر چی موند بازم یه تیکه طلا بردار  حالا من میگم به نظرتون شیک نیست که من سه تومن رو جای انگشتر نشون یه نیم ست بردارم به عنوان نشون ؟چون کار متفاوتیه و تا حالا کسی این کار انجام نداده خوشم میاد راستیتش خودمم اتفاقی وقتی دنبال انگشتر بودم این ایده رو دیدم نظرتون بگیدخوشحال میشملطفا اگه فیلم ایرانی یا خارجی خوب و یا رمان جذاب میشناسید اسمش بگید و یه سوال دیگه اینکه راهی هست برای دانلود سریع فیلم اخه برای من هفت هشت ساعت طول میکشه تا یه فیلم دانلود بشه

عشقنامه:سربازتم سرباز

 
یک شنبه 7 تير 1394برچسب:, :: 3:2 :: نويسنده : فافا

من هنگم دریا واقعا رفتیاون همه خاطره......چی بگم کجایی بیا برام مفصل توضیح بده ناراحتم

ازی جون دیگه نیستی شما الان یعنی داری چی کار میکنی فراموش کردی....

چقدر غمگینم برای این اتفاقا خدا کنه شماها نباشید از ته دل میخوام خوشبختی رو با بند بند وجودتون حس کنید هیچ وقت فراموشتون نمیکنم

دریااااااااااااااااااااااااااااا کجایی