خاطرات عاشقانه من ونفسیم
بهترین لحظه های من زیر سایه عشق تو
درباره وبلاگ


♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥ وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْر وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِین ♥♥♥♥♥♥ به صندوقچه خاطرات من ونفسیم خوش اومدین همنفسم:مهندس عمران من:دانشجوی پیراپزشکی عمر عشقمون:از زمانی که من 14 ساله و نفسیم 16 ساله بود الانم بعد از گذشت 7سال هر روز عاشقانه تر بهم نگاه میکنیم خاطرات اینجا رو تقدیم میکنم به تنها عشق زندگیم اینستامون:_manonafasiim_



آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 21
بازدید هفته : 40
بازدید ماه : 409
بازدید کل : 234226
تعداد مطالب : 161
تعداد نظرات : 1369
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
فافا

آخرین مطالب


 
جمعه 6 بهمن 1396برچسب:, :: 4:25 :: نويسنده : فافا
ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.
 
پنج شنبه 21 دی 1396برچسب:, :: 9:8 :: نويسنده : فافا

ياد اولين پست ها افتادم كه با چه ذوق شوقي ميذاشتم خاطرات رو ثبت ميكردم و روزي چندين بار بعد از رونق گرفتن صندوقچهزنيومدم بازديدها رو چك ميكردم امارش رو به همسري ميدادم ياد دوره ليسانس كه تا كجا ميومد دنبال من تو راه كلي خوراكي ميخورديم خنده كنان يواشكي منو ميرسوند خونه ياد روز اول دانشگاه كه با من اومد يوني نشست كنارم گفت الان بقيه ميكن پسره چه زرنگ روز اولي مخ زده ياد اون برگه ايي كه سركلاس باهم شكل كشيديم و من هنوز دارمش ياد تمام اولين ها ياد روزها شباي كه از رسيدن حرف ميزديم يا دلشوره اعصاب هاي داغون براي نرسيدن ياد روزي كه افتاد اموزشي كرمان ياد بستني با طعم هويج راه دانشگاه ايس پك خوردنامون به مناسبت تموم شدن امتحانا ياد روزايي كه دم ازادي از سرويس پياده ميشدم ميرفتم تره بار گشت ميزدم الكي تا همسري بياد دنبالم ياد يواشكي هامون الان داريم كم كم ميريم خونه خودمون ماه ديگه اينموقع اگه خدا بخواد من دو روز شدم خانوم خونه همسري اقاي خونه

تو اين مسير هم شادي داشتيم هم ناراحتي غم غصه ولي من هميشه سعي كردم اينجا از خوشي هامون بنويسم

روي ماه تمام دوستاني كه اين چندسال ما رو همراهي كردن با تمام وجود از ته دل ميبوسم دوستايي كه وقتايي كه ناراحت بودم استرس داشتم دلداريم ميدادن كسايي كه براي اولين خواستگاري ما دعا كردن سر سجاده رفتن و من با تمام وجود اون شب اثر دعاشون رو حس كردم شما بهترين دوستاي مجازي دنيا هستيد خوشحالم كه دارمتون

عشق نامه:و به هم رسيديم خدايا شكرت 

 
جمعه 8 دی 1396برچسب:, :: 12:32 :: نويسنده : فافا

 

سلام به روي ماه همراهان هميشگي خوبيد خوشيد خوشحال شدم از اينكه هنوزم هستن كسايي كه اينجا رو تنها نميزارن و سلام به داماد بي معرفت كه اينجا ديگه نمياد اول خبر خوب بدم بهتون كه همسري استخدام يه شركت شد و خداروشكر خيالمون از بابت كار راحت شد شكرت خدا خبر دوم اينكه وسط گير دار بدو بدوهاي عروسي امتحان داريم جفتمون كارهاي جهاز عروسي هم كه پيش نميره كلافم كرده اين زلزله هم شد قوز بالاي قوز نميدونم بچينم نچينم زلزله مياد نميادوالا شانس ماست انگاري زلزله وسط عروسي ما داره اوج ميگيره بابا خوب بزار بعد هشت سال حداقل يك سال خونه خودمون زندگي كنيم بعد بزن بتركون ما رو

امروز هشتمين سالگرد ديدار ما هست و شرح ماجرا رو بارها گفتم اينجا هميشه ميگن كارها برعكس همينه ها هميشه كه دوست بوديم ديدارها خيلي سخت بود و محدود همسري اولين روز عيد نگاه ميكرد ٨دي ١١شهريور روزهاي تولدمون رو چك ميكرد و ميگفت فافا افتاده جمعه نميشه همو ببينيم كلي ناراحت ميشد ميگفت دوست داشتم ببينمت باهم باشيم يعني چي شانس منه....خلاصه كلي ناراحت ميشد اما امسال كه به راحتي ميتونستيم پيش هم باشيم نشد اول صبح كه من گفتم امروز چه روزيه اول يادش نبود بعد يادش اومد گفت كه به خواهرم ديروز گفتم فردا سالگردمونه يادم بود...ولي مهم اينه كه صبح يادش نبود و من گفتم تا يادش اومد بازو خيلي ساده بعد از اين من رو به ناهار خونشون دعوت كرد منم نرفتم و اينگونه ميشه كه ميگم زندگي متاهلي با دوران دوستي فرق داره اما با اين حال من ميگم

هشتمين سالگرد اولين ديدارمون مبارك يار قديمي

 

 
یک شنبه 19 آذر 1396برچسب:, :: 21:13 :: نويسنده : فافا

كسي نيست كه بهش سلام بدم پس همينجوري مينويسم ميرم مثل روزهاي اول اين صندوقچه كه براي دل خودم مينوشتم جهت ثبت خاطرات ميدونم كم ميان ولي هميني كه ميام مثل خيلي ها بي خبر نميزارم برم كه از نظر من توهين به مخاطب كه يه مدت باشي بعد كه به خواستت رسيدي يهوو ول كني بري به روت هم نياري كه يه مدتي يه دوست هاي هرچند مجازي داشتي كه وقتي ناراحت بودي بهت دلداري راهنمايي ميدادن هرچند مجازي روي ماه تمام اون درستاي بامعرفت مثل ليزا موري مريم......ميبوسم از ته دل براشون بهترين ها رو ميخوام

مشغول درست كردن تعمير خونه هستيم و از جهاز فقط چند قلم بزرگش رو خريديم بقيه مونده لين روزها مشغول لاغري هستم براي پوشيدن لباس عروسي كه از بچگي عاشقش بودم سري بعد كه بيام وزنمو اعلام ميكنم اينجا:)هنوزم باورم نميشه كه قراره ديگه مستقل بشم ٢٤ساعته وردل هم باشيم تمام:)

 
یک شنبه 28 آبان 1396برچسب:, :: 21:18 :: نويسنده : فافا

 سلام به داماد عزيز كه خاموش مياد ميره و سلام به دوستاني كه هنوز هستن و چراغ اينجا رو روشن نگه داشتن از ابان بگم كه خريد هاي عروسي رو انجام داديم و كمي از جهاز رو زندگي خدا روشكر ميگذره بالا پايين داره غم داره شادي داره همه چي داره و من سعي ميكنم خودمو حفظ كنم همچنان از كوره در ميرم ولي باز سعي ميكنم بيام تو كوره:)به شدت تمركز اين روزهام تو زمان حال زندگي كردنه كه كار سختي هستش واقعا مشغول ساختن جور كردن خونه ايي هستيم كه خيلي ساله تو ذهنم ساختمش كار خيلي خيلي زياد داريم اين وسط امتحانا چي ميگن چاقي فافا چي ميگه:(اگه برنامه ايي قرصي دمنوشي ميشناسيد معرفي كنيد لطفا:/و اين وسط زلزله استرس غمش هم شده قوز بالاي قوز حالا ببين ميزارن من اخر لباس عروس بپوشم يا نه:)

ربيع الاول همتون كليييي مبارك