خاطرات عاشقانه من ونفسیم
خاطرات عاشقانه من ونفسیم
بهترین لحظه های من زیر سایه عشق تو
درباره وبلاگ


♥بــِسْم ِاللهِ الرَّحْمن ِالرَّحیمْ♥ وَإِن یَكَادُ الَّذِینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْر وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِین ♥♥♥♥♥♥ به صندوقچه خاطرات من ونفسیم خوش اومدین همنفسم:مهندس عمران من:دانشجوی پیراپزشکی عمر عشقمون:از زمانی که من 14 ساله و نفسیم 16 ساله بود الانم بعد از گذشت 7سال هر روز عاشقانه تر بهم نگاه میکنیم خاطرات اینجا رو تقدیم میکنم به تنها عشق زندگیم اینستامون:_manonafasiim_



آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 60
بازدید دیروز : 13
بازدید هفته : 102
بازدید ماه : 1480
بازدید کل : 228633
تعداد مطالب : 160
تعداد نظرات : 1363
تعداد آنلاین : 1

نويسندگان
فافا

آخرین مطالب


 
سه شنبه 4 اسفند 1396برچسب:, :: 13:29 :: نويسنده : فافا

 

 بروبچ صندوقچه اين هم باز كردن پست قفل دارمون

ايده هايي بود كه غير از دومورد مثل كادوي داماد و گرفتن كارگر همه انجام شد

با تشكر و سپاس از خدا جونم



ادامه مطلب ...
 
یک شنبه 31 تير 1397برچسب:, :: 23:43 :: نويسنده : فافا

دوسال پيش همچين شبي همسري و خانواده براي اولين بار با گل شيريني اومدن خواستگاري منم با تيپ صورتي خوشگل با ارايش ملايم رفتم يادش بخير چقدر استرس داشتيم چقدر ريز به ريز حركات همسري رو با هم مرور و هماهنگ كرده بوديم كه سرش پايين باشه منو نگاه نكنه سر سنگين باشه تا بابا خوشش بياد كيااااااا بادشوووووووووووونه؟مرسي مرسي مرسي از همه اونايي كه براي ما دوسال پيش همچين شيي دعا كردن مرسي از مريم گل دوست خوبم و همه ي شما از ته دلم براتون بهترين ها رو ارزو دارم عزيزاي من

عشقنامه:چطوووووووووري دوماد با شلوار كرم پيراهن قهوه ايي كت نسكافه ايي با ته ريشي كه به زور من گذاشتي همسررررر جان خدايا شكرت براي زندگيم دوستت دارم هواااااارتا 

 
پنج شنبه 21 تير 1397برچسب:, :: 18:7 :: نويسنده : فافا

بچه ها وبلاگ براي شما مياد بالا ميتونيد ببينيد؟ 

 
پنج شنبه 31 خرداد 1397برچسب:, :: 12:15 :: نويسنده : فافا

دو روز گذشت و من يادم نبود همون روز يعني بيست هشت خرداد امتحان داشتم اما تو اين سال ها نشده كه خودش يادم نندازه حالا دير يا زود داره يكي دو روز اينور اونور اما يادم ميندازه مثل الان كه يهوو دلم خواست بيام اينجا بدون دليل برم تو اولين ارشيو تاريخ تولد اين صندوقچه رو ببينم يادم بياد ااااا تولدش بووووود مرسي كه هميشه يادم انداختي به دل نگرفتي اگه فراموش كردم تو بهترين دوستي هستي كه وقتي ميام اينجا باهاش درد دل ميكنم واقعا سبك ميشم تو اين سال ها چه خاطراتي رو كه تو دل خودت برامون حفظ نكردي خيلي دوست دارم بهترين يواشكي دنيا تولدت مبلرك

 
شنبه 26 خرداد 1397برچسب:, :: 1:56 :: نويسنده : فافا

 سلام به داماد چيتان پيتاني و سلام به همگييييييي خوبين خوشين چه خبرااااا بيايد از خودتون يه امار بديد ببينم چها كرديد همين اول بگم تا يادم نرفته كامنت هاي همه به دستم رسيده و ميرسه و من همه رو ميخونم اما به دليل مشغله نميتونستم جواب بدم كه خدا بخواد از اين پست كامنت ها طبق روال قبل تاييد و پاسخ داده ميشه خوب بريم سر عسل مطلب جاتون خااااااااااالي نبود رفتيم ماه عسل اخه تو ماه عسل جاي كسي نيست كه دوستانخيلي بهمون چسبيد اين سفر مخصوصا بعد از اون همه بدو بدو قبل بعد عروسي البته ناگفته نماند كه ما اونجا بدوبدوهاي خودمونو تا احظه اخر داشتيم در كل مسير قيافه بنده اين شكلي بوداخه ماجرا داشت سفر ما ماجراش هم اين بود كه وقتي براي خريد چمدون رفتيم تو مغازه همسري مامان ها داشتن با اقاي فروشنده كه خيلي يه كلام بود تخفيف نميداد چونه ميزدن من دستم زير چونم بود خيره شده بودم بهش فكر ميكردم كه اين چمدون ها ما رو كجا ميخوان ببرن خلاصه با خودم ماه عسل تصور كردم كه تو فرودگاه استانبول اين چمدون گرفتم دستم قيژ قيژ باهاش اينور اونور ميرم خلاصه كه به تصوراتم رسيدم تو فرودگاه موقع برگشت چمدون از همسري گرفتم ميگم ول كن ميخوام خودم بيارمش مديونيد فكر بد راجبم كنيدحالا ما اين چمدون گرفتيم استخون مچ دست راستم فرتي زد بيرون اين ديگه تو تصوراتم نبود خودش بي دعوت اومد خلاصه كه اولش درد داشت الان خوب شده ولي همچنان برجسته هستن ايشون نذاشت دو دقيقه با تصوراتم راحت باشم ماهگردمون هم به طور اتفاقي با روز اول سفرمون يكي شد بعد از كلي گشتن تو خيابون استقلال كيكي شمعي كه از تهران اورده بودم زدم زير بغلم همسري هم زدم اون يكي زير بغلم به اقاهه هم گفتم مرد چراغ لابي رو بزن جشن داريم اخه همه جا رو خاموش كرده بود دوتا كاپوچينو هم ريختم براي خودمون بعد عكس بازي كيك زديم بر بدن حالا ميگم كيك فكر نكنيد كيك تولدااا از همين كيك ها كه صبح مامانا به بچه هاشون ميدن ببرن مدرسهنفس كار مهمهانقدررررر خوشحال شدم وقتي فهميدم ماه عسلمون با ماهگردمون يكي شده برم درس بخونم كه خدا بخواااااد اين اخرين دوره امتحانام باشه

عشقنامه:مرسي براي لحظه هاي خوبي كه برام ساختي خوشحالم از اينكه سعي كردي براي به واقعيت رسوندن تصورات من

 

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 32 صفحه بعد